از صفر تا صد پرورش ، نگهداری ، مراقبت و خرید اسب با نکات ریز

اسب یا اسپ یا باره با نام علمیEquus ferus caballus, یکی از دو زیرگونه‌های اسب وحشی (Equus ferus) است. این جانور پستاندار و فَردسُم است و به تیره اسبیان تعلق دارد. فرگشت اسب از ۴۵ تا ۵۵ میلیون سال پیش به این سو آغاز شده‌است، گذشتهٔ اسب‌های بزرگ و تک‌سم امروزی به جانورانی کوچک‌جثه و چندسم بازمی‌گردد. نزدیک به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد انسان تلاش کرد تا اسب را اهلی کند. گمان بر این است که تا سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد اسب‌های اهلی در جاهای گوناگونی از زمین حضور داشتند. اسب‌های زیرگونهٔ caballus اهلی شده‌اند، اگرچه بسیاری از آن‌ها در طبیعت آزاد زندگی می‌کنند. البته اسب‌هایی وجود دارند که هرگز اهلی نشده‌اند؛ برای نمونه اسب شوالسکی تنها زیرگونه‌ای است که واقعاً تاکنون وحشی باقی مانده‌است.

نژاد اسب بسته به خوی جانور، دارای سه دستهٔ مهم است: اسب‌های سرزنده یا «پُرحرارت» که می‌توانند در سرعت‌های بالا داشته باشند، اسب «خونسرد» مانند اسب‌های بارکشی و اسبچه که برای کار سنگین و سرعت کم مناسبند، و «اسب‌های خون‌گرم» که از ترکیب دو نژاد دیگر بدست آمده‌اند که برای سواری‌های با هدف ویژه آموزش می‌بیند و در اروپا معمول هستند. امروزه بیش از ۳۰۰ گونه اسب در جهان وجود دارد که هرکدام برای هدف ویژه‌ای پرورش می‌یابند.

اندام‌های اسب به گونه‌ای است که به آن اجازه می‌دهد بی‌درنگ سرعتش را در برابر درندگان بالا برد. اسب توان بالایی در نگه داشتن تعادلش در هنگام دویدن دارد، همچنین می‌تواند بی‌درنگ خود را آمادهٔ نبرد یا فرار از دشمن کند. اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده یا نشسته بخوابند. دوران بارداری اسب ماده (مادیان) نزدیک به یازده ماه است. نوزاد اسب که کُرّه نام دارد اندکی پس از آنکه به دنیا آمد می‌تواند روی پاهایش بایستد و بدود. بیشتر اسب‌های اهلی در میانهٔ دو تا چهار سالگی زیر زین یا مهار (برای درشکه) تمرین می‌بینند. اسب در پنج سالگی کاملاً بالغ می‌شود و می‌تواند میان ۲۵ تا ۳۰ سال نیز عمر کند.

انسان و اسب در موردهای گوناگونی به صورت رقابتی یا غیر رقابتی با هم اندرکنش دارند؛ مانند کار به صورت اسب پلیس، کشاورزی، کارهای تفریحی و درمانی. از دیرباز اسب‌ها در میدان‌های جنگ کاربرد داشته‌اند و به همین دلیل فن‌ها و ابزارهای سوارکاری و کنترل اسب بسیار گسترده‌اند. محصولات بسیاری از اسب بدست می‌آید که از آن جمله می‌توان به: گوشت، شیر، مو، استخوان، پوست و برداشت مواد دارویی از ادرار مادیان باردار اشاره کرد. انسان‌ها برای اسب‌های اهلی، خوراک، آب، پناهگاه، مراقبت‌های پزشکی و نعل فراهم می‌کنند.

آموزش پرورش نگهداری و مراقبت از اسب

واژه اسب (Aspa) (آفریده نیک) که در اوستا آمده‌است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد مادی(پارتی، اوستایی) است، و در پارسی باستان (asa)بوده و در سانسکریت(acva) آمده‌است؛ و بسیاری از نامهای اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شده‌است، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبان‌های دیگر منتقل شده‌است.

نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده‌است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت می‌دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند؛ ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.

اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده‌است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ و …)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است.در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشه‌اند. خود این واژه از ریشهٔ واژهٔ هندواروپایی *eḱwa یا eḱwo ریشه گرفته‌است. اسب برای اولین بار در آسیای میانه اهلی شده‌است. سپس به دشتهای ایران راه یافته‌است. در ایران باستان به ویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می‌گفتند عرب‌ها این کلمه را به فارس معرب کرده‌اند و آن را به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می‌برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده‌است.

طول عمر و مرحله‌های زندگی

طول عمر یک اسب اهلی امروزی به نژاد، روش نگهداری و شرایط محیطی بستگی دارد اما می‌توان امید داشت که یک اسب میان ۲۵ تا ۳۰ سال عمر کند. البته گونه‌های غیرمعمولی وجود دارد که تا ۴۰ سال و گاهی بیشتر هم عمر می‌کنند. پیرترین اسبی که برای وجود آن سند در دسترس است بیلی پیر نام دارد که در سدهٔ ۱۹ میلادی زندگی می‌کرده و تا سن ۶۲ سالگی رسیده بود. «شوگر پوف» نام یک اسب از نژاد اسبچه است که توانسته بود لقب پیرترین اسب زنده را از آن خود کند و نامش را میان رکوردهای جهانی گینس ثبت کند؛ این اسب در سن ۵۶ سالگی در ۲۰۰۷ از دنیا رفت.

بدون در نظر گرفتن روز تولد هر اسب، برای بیشتر مسابقه‌ها، هر سال در یک ژانویه در نیم کرهٔ شمالی و در یک اوت در نیم کرهٔ جنوبی به عدد سن اسب یک سال افزوده می‌شود ولی برای اسب‌هایی که در مسابقهٔ سواری استقامت شرکت می‌کنند این معیار برقرار نیست، برای این اسب‌ها حداقل سن اسب مهم است و این سن از روی تاریخ دقیق تولد اسب سنجیده می‌شود.
اندام و هیکل اسب
اندازه نژادهای گوناگون اسب بسیار با هم متفاوت است، همانند اسبی بزرگ و بالغ و یک اسبچه کوچک‌جثه.

قد اسب‌ها از جدوگاه آن‌ها سنجیده می‌شود؛ جایی که گردن به پشت جانور می‌رسد. این نقطه از آن رو به عنوان مرجع به کار می‌رود که نقطه‌ای پایدار از دیدگاه کالبدشناسی است. بر خلاف سر یا گردن، ارتفاع جدوگاه با حرکت دادن بخش‌های مختلف بدن چون سر و گردن تغییر نمی‌کند.

اندازه اسب‌ها بسته به نژادشان فرق می‌کند، ولی به رژیم غذایی هم مرتبط می‌شود. اسب‌های سواری کم‌وزن قدی میان ۱۶۳–۱۴۲ سانتی‌متر دارند و وزنشان به ۵۵۰–۳۸۰ کیلوگرم می‌رسد. اسب‌های سواری بزرگتر قدی بالاتر از ۱۵۷ سانتی‌متر دارند و اغلب بیشتر از ۱۷۳ سانتی‌متر می‌شوند. آن‌ها همچنین وزنی میان ۶۰۰–۵۰۰ کیلوگرم دارند. اسب‌های سنگین‌وزن اغلب کمینه ۱۶۳ سانتی‌متر قد با بیشینه‌ای برابر با ۱۸۳ سانتی‌متر، و وزنی میان ۱۰۰۰–۷۰۰ کیلوگرم دارند.

احتمالاً بزرگترین اسب ثبت‌شده در تاریخ اسبی شایری به نام «سمپسون» بود که در ۱۸۴۸ به دنیا آمد. او ۲۲۰ سانتی‌متر طول و ۱۵۰۰ کیلوگرم وزن داشت. امروزه مقام کوچک‌جثه‌ترین اسب جهان متعلق به تامبلینا است؛ اسبی بالغ و مینیاتوری که مبتلا به کوتولگی است. قد تامبلینا ۴۳ سانتی‌متر و وزنش ۲۶ کیلوگرم است.


اسبچه
نوشتار اصلی: اسبچه

از نظر ریشه، اسبچه و اسب‌های معمولی هر دو از خانوادهٔ اسبیان‌اند. تفاوت اصلی میان آن دو در بلندی قد آن‌ها است این تفاوت به ویژه هنگام شرکت در مسابقه مورد توجه قرار می‌گیرد. اسبچه‌ها و اسب‌های معمولی از نظر رُخ‌مان و خوی هم با هم متفاوتند.

استاندارد سنتی برای بلندی یک اسب یا اسبچه در هنگام بزرگسالی، ۱۴٫۲ وجب (۱۴۷ سانتیمتر) است. اگر قد حیوان برابر با ۱۴٫۲ وجب یا بیشتر بود حیوان، اسب خوانده می‌شود اما اگر قدش کوتاه‌تر بود، اسبچه دانسته می‌شد. البته استثناهای زیادی برای این پیمانهٔ سنجش وجود دارد. در استرالیا اسبچه به آن‌هایی گفته می‌شود که قدی کوتاه‌تر از ۱۴ وجب (۱۴۲ سانتیمتر) دارند برای مسابقه در سرزمین‌های غربی ایالات متحده، این معیار ۱۴٫۱ وجب (۱۴۵ سانتیمتر) است. فدراسیون ورزش‌های سوارکاری، بلندی اندام اسب را در سامانهٔ متری می‌سنجد و به آن‌هایی اسبچه می‌گوید که بدون نعل، قدی کوتاه‌تر از ۱۴۸ سانتیمتر در جلوگاه داشته باشند؛ که اگر نعل اسب را در نظر بگیریم به ۱۴٫۲ وجب یا ۱۴۹ سانتیمتر می‌رسیم.

بلندی تنها معیار سنجش اسبچه از اسب نیست. دفترهای ثبت نژاد اسب گاهی اسب‌هایی دارند که قدشان از معیار ۱۴٫۲ وجب بیشتر یا کمتر است آن‌ها می‌گوید نه به قد، بلکه به پدر و مادر حیوان باید نگاه کرد و از روی آن نژادش را ثبت کرد. چون اسبچه‌هایی دیده شده که ویژگی‌های مشترکی با اسب‌های معمولی دارند و گاهی بلندی آن‌ها بیش از ۱۴٫۲ وجب است اما همچنان اسبچه دانسته می‌شوند.

اسبچه‌ها معمولاً، یال، دُم و در مجموع پوشش ضخیم‌تری دارند. همچنین به نسبت پاهایی کوتاه‌تر، قوس شکم پهن‌تر، استخوان‌های سنگین تر، گردن کلفت‌تر و کله‌ای کوتاه با پیشانی پهن دارند. این جانور از اسب آرام‌تر است و در عین حال از هوش خوبی برخوردار است که گاهی از آن برای همکاری با انسان بهره می‌برد. اندام کوچک تنها نشانهٔ این حیوان نیست برای نمونه اسبچه شتلند که به‌طور متوسط ۱۰ وجب یا ۱۰۲ سانتیمتر است هم یک اسبچه دانسته می‌شود. در مقابل گونه‌هایی از اسب مانند فالابلا و اسب‌های مینیاتوری یا کوچک‌اندام که بلندی آن‌ها به بیش از ۷۶ سانتیمتر نمی‌رسد در دفترهای ثبت نژاد به عنوان «اسب بسیار کوچک» رده‌بندی شده‌اند و نه اسب

رنگ انواع اسب ها

اسب‌ها رنگ بدن‌های بسیار متنوعی دارند. اغلب اسب را نخست با رنگ بدنش معرفی می‌کنند، سپس نژاد یا جنسیت. اسب‌های هم‌رنگ از روی تفاوت در وسم‌های سفید روی پوستشان شناسایی می‌شوند؛ وسم‌هایی که در کنار الگوهای متنوع خال داشتن پوست، مستقل از رنگ پوست بدن به ارث برده می‌شوند.

بسیاری از ژنهایی که الگوها و رنگ‌های پوست بدن اسب‌ها را تولید می‌کنند شناسایی شده‌اند. آزمایش‌های ژنتیکی کنونی توانسته‌اند کمینه ۱۳ الل گوناگون مؤثر بر رنگ پوست را پیدا کنند، و پژوهش بر روی یافتن ژن‌های جدید مرتبط با ویژگی‌های این جانور ادامه دارد. رنگ‌های اصلی بدن اسب‌ها یعنی کرنگ و سیاه توسطی ژنی کنترل‌شده توسط گیرنده ملانوکورتین ۱ تعیین می‌شوند.این ژن با نام‌های «ژن گسترش» یا «فاکتور قرمز» نیز شناخته می‌شود، چرا که فرم مغلوب آن قرمز رنگ است و فرم غالبش سیاه. ژن‌های اضافی دیگری سرکوب رنگ سیاه به رنگ‌آمیزی نقطه‌ای را کنترل می‌کنند؛ عملی که باعث پدید آمدن اسب‌های کهر می‌شود. این ژن‌ها همچنین مسوول تولید همه دیگر الگوهای رنگ‌آمیزی گوناگونی هستند که بر پوست بدن اسب‌ها پدید می‌آیند.

تولید مثل

دوران باروری اسب نزدیک به ۳۴۰ روز یا به‌طور متوسط ۳۲۰ تا ۳۷۰ روز است و معمولاً حاصل آن یک کره اسب است؛ کمتر دیده شده که یک اسب دوقلو به دنیا آورد. اسب‌ها هنگام تولد می‌توانند روی پای خود بایستند و اندکی پس از تولد حتی می‌توانند بدوند. کره‌ها بیشتر در بهار به دنیا می‌آیند. دوران باروزی (تمایل جنسی) ماده‌ها از آغاز بهار تا پاییز و هر ۱۹ تا ۲۲ روز روی می‌دهد. کره‌ها پس از چهار تا شش ماه از شیر گرفته می‌شوند و خوراک معمولی دارند.

از نظر اندام و فیزیک، یک اسب می‌تواند در ۱۸ ماهگی جفت‌گیری کند اما برای اسب‌های اهلی به ویژه ماده‌ها، کمتر دیده شده که تا پیش از سه سالگی اجازهٔ جفت‌گیری به آن‌ها داده شود.[۵۷] اسب چهارساله، بالغ دانسته می‌شود هرچند که استخوان‌بندی آن تا شش سالگی همچنان رشد می‌کند. بزرگسال شدن اسب‌ها به نژاد، جنس، روش نگهداری از آن‌ها و ابعادشان بستگی دارد. اسب‌های بزرگتر، به زمان بیشتری برای رشد کامل و تغییر بافت استخوان‌هایشان نیاز دارند و بیشتر طول می‌کشد تا برخی غضروفها به استخوان تبدیل شود.

بسته به بزرگسالی، پرورش و کاری که از یک اسب انتظار می‌رود، آن‌ها را در سن دو تا چهار سالگی برای سواری و زیر زین آموزش می‌دهند.اسب‌های مسابقه مانند درساژ عموماً تا پیش از سه یا چهار سالگی زیر زین نمی‌روند چون ماهیچه‌ها و استخوان‌های آن‌ها به اندازهٔ کافی محکم نیست.در این میان نژاد تروبرد یک استثنا است، این اسب مسابقه در برخی کشورها در سن دوسالگی زیر زین می‌رود. اسب‌هایی که برای مسابقه‌های استقامت پرورش می‌یابند تا پیش از ۶۰ ماهگی (پنج سالگی) بزرگسال دانسته نمی‌شوند.

کره اسب - بچه اسب

نگهداری و مراقبت از اسب ها

اسب‌ها حیوان‌هایی اند که به چرا می‌روند. خوراک اصلی یک اسب علوفهٔ با کیفیت است که از یونجهٔ خشک یا چراگاه فراهم شده‌است. یک اسب روزانه ۲ تا ۲٫۵ درصد از وزن بدنش را غذای خشک می‌خورد. در نتیجه یک اسب ۴۵۰ کیلوگرمی بزرگسال روزانه تا ۱۱ کیلوگرم غذا می‌خورد.گاهی به جای علف به آن‌ها دانه‌های غلات که مغذی ترند داده می‌شود به ویژه اگر اسب جنب و جوش زیادی داشته باشد. هنگامی که به اسب غلات داده می‌شود هم باید همچنان ۵۰ درصد یا بیشتر از خوراک روزانه اش علف باشد.

اسب‌ها باید به فراوانی آب پاکیزه در اختیار داشته باشند. یک اسب روزانه ۳۸ تا ۴۵ لیتر آب می‌نوشد. با اینکه اسب‌ها می‌توانند به تنهایی بیرون، زندگی کنند با این حال به سرپناهی در برابر باران و باد نیازمندند. این سرپناه می‌تواند یک جای سرپوشیدهٔ معمولی تا یک اصطبل پیشرفته باشد.

سلامت سُم اسب همواره باید بررسی شود یا نعل آن دیده شود. همچنین زدن واکسن برای پیشگیری از بیماری‌های ویروسی و معاینهٔ دندان‌ها توسط یک دامپزشک یا یک متخصص دندان خانوادهٔ اسبیان، ضروری است. اگر اسب‌ها بیرون برده نمی‌شوند برای سلامت روح و ورزش بدنشان باید تمرین و حرکت روزانه داشته باشند.و اگر بیرون برده می‌شوند باید آن ناحیه دارای امنیت خوبی باشد و نرده‌های محکم در پیرامونش باشد. بُرس کشیدن مرتب بدن اسب، برای رشد بهتر موهای بدنش و سلامت پوستش مناسب است.

اندام‌شناسی و استخوان‌بندی این حیوان

بدن اسب به‌طور میانگین ۲۰۵ استخوان دارد.تفاوت مهم میان استخوان‌بندی بدن اسب و انسان این است که اسب ترقوه ندارد و پاهایش مستقیم به ستون مهره‌ها وصل شده‌است برای این منظور یک مجموعهٔ نیرومند از ماهیچه، تاندون و رباط که وظیفهٔ اتصال شانه‌ها به تنه (ناحیهٔ سینه و شکم) را دارند همکاری می‌کنند. پا و سُم‌های اسب هم ساختار بسیار ویژه‌ای دارند. استخوان‌های پای آن‌ها متفاوت از آنچه در انسان است پخش شده‌اند. برای نمونه، بخشی از بدن اسب که «زانو» خوانده می‌شود در اصل از استخوان‌های مچی تشکیل شده‌اند که مطابق با مچ دست انسان هستند. استخوان‌های پایینی پا مطابق با استخوان‌های دست یا پای انسان هستند. اسب همچنین هیچ ماهیچه‌ای در پاهای خود زیر زانوها و ران خود ندارد و تنها پوست، مو، استخوان، تاندون، رباط، غضروف، و بافت‌های مرتبط مخصوصی که سم را می‌سازند در آن ناحیه قرار گرفته‌اند.

 سم اسب، نعل اسب و نعل‌بند

پاهای اسب و گام برداشتنش آنقدر مهم هستند که در فرهنگ غربی ضرب‌المثلی به شکل «اسبی که پا ندارد، اسب نیست» وجود دارد.سُم اسب از بندهای سرانگشتی، که معادل آن در انسان برابر با سر انگشتان می‌شود، آغاز می‌شوند و توسط غضروف و دیگر بافت‌های نرم پُرخون احاطه می‌شوند. دیواره خارجی سم از همان ماده‌ای ساخته شده‌است که ناخن انسان را می‌سازد.نتیجه چنین چیزی آن است که این جانور با میانگین ۵۰۰ کیلوگرم وزن می‌تواند بر همان استخوان‌هایی گام بردارد که گویی انسانی بر سر انگشتانش راه می‌رود. برای حفاظت از سم در شرایط گوناگون، نعل‌بندان به درون سم اسبان نعل فرو می‌برند. سم همواره به رشد خود ادامه می‌دهد و در بیشتر اسب‌های اهلی نیاز به کوتاه شدن در بازه‌های زمانی ۵ تا ۸ هفته‌ای دارد.نعل را می‌توان برابر کفش برای اسب دانست. بدون نعل، سم اسب‌ها از راه رفتن آسیب‌های بزرگ می‌بیند. آسیب‌هایی که گاهی به لنگ شدن اسب‌ها برای همیشه می‌انجامد.
دندان

دندان‌های اسب برای چرا ساخته شده‌است. یک اسب بزرگسال، روی هم رفته ۱۲ دندان پیش (۶ تا در هر فک) در جلوی دهانش دارد. این دندان‌ها برای گاز گرفتن علف‌ها و دیگر گیاهان کاربرد دارد. ۲۴ دندان در دهان اسب برای جویدن ساخته شده‌اند که دندان‌های آسیاب کوچک و دندان‌های آسیاب بزرگ در انتها، پُشت دهان جای گرفته‌اند. اسب‌های اخته شده چهار دندان اضافه تر در پشت دندان‌های پیش دارند این دندان‌ها مانند دندان نیش است. برخی اسب‌ها (نر و ماده) یک تا چهار دندان بسیار کوچک وستیجیال در جلوی دندان‌های آسیاب بزرگ دارند. این دندان‌های کوچک که «دندان گرگی» نامیده می‌شوند که معمولاً کشیده می‌شوند چون در هنگام بستن دهنه به اسب، مزاحمت ایجاد می‌کنند. میان دندان‌های پیشین و آسیاب بزرگ یک فضای تهی وجود دارد که در هنگامی که اسب رام شده‌است، دهنهٔ اسب مستقیم روی لثههایش در آن ناحیه جای می‌گیرد.

برآورد سن اسب از روی نگاه کردن به دندان‌هایش به دست می‌آید. دندان‌های اسب همواره در حال رشدند که با جویدن علف‌ها، ساییده و کوتاه می‌شوند. دندان‌های پیشین گذر سن اسب را نشان می‌دهند. سطح ساییده شدهٔ دندان، دگرگونی شکل ظاهری دندان و تغییر در زاویه‌هایی که در آن ساییدگی دیده می‌شود، همگی برای یک برآورد نه چندان دقیق از سن اسب مناسب‌اند. البته روش‌های نگهداری از اسب و خوراکی که حیوان مصرف می‌کرده هم بر نرخ ساییدگی دندان اثر می‌گذارد.
خوراک و تغذیه

اسب جانوری گیاه‌خوار است. خوراک این حیوان علوفه، چمن و دیگر رشته‌های گیاهی است. اسب به‌طور پیوسته در تمام روز در حال چریدن است بنابراین در مقایسه با انسان، معدهٔ نسبتاً کوچکی دارد ولی در مقابل رودهای بسیار بلند دارد. این روده جابجایی پیوستهٔ مواد خوراکی و تغذیهٔ بدن را آسان می‌کند. یک اسب ۴۵۰ کیلوگرمی در روز ۷ تا ۱۱ کیلوگرم غذا می‌خورد و در یک روز معمولی ۳۸ تا ۴۵ لیتر آب می‌نوشد. اسب‌ها برخلاف بسیاری از جانوران نشخوارکننده مانند انسان اند و تنها یک معده دارند اما برخلاف انسان‌ها می‌توانند سلولز را هضم کنند. هضم سلولز در سکوم و پیش از ورود به رودهٔ بزرگ روی می‌دهد. اسب‌ها نمی‌توانند خورده‌هایشان را بالا بیاورند برای همین اگر اسبی نتواند خوراکش را به خوبی هضم کند دچار درد شکمی، یکی از عامل‌های معمول مرگ، می‌شود.

غذا ،خوراک و تغذیه اسب

خواب

اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده و نشسته بخوابند. آن‌ها به دلیل زندگی در دنیای آزاد پیشفرض یادگرفته‌اند که چگونه به خواب سبک روند در حالی که ایستاده‌اند و درحال چرت زدن بر زمین نیفتند. یک اسب هنگامی که در یک دسته با دیگر اسب‌ها است بهتر می‌خوابد چون در این هنگام برخی به خواب می‌روند و برخی دیگر آماده و بیدارند و نگهبانی می‌دهند. اگر اسب تنها گذاشته شود نمی‌خوابد چون به صورت غریزی یادگرفته‌است که مراقب خطر باشد و پیرامون را نگاه کند.

برخلاف انسان، اسب‌ها در یک ساعت بخصوص و پیوسته به خواب نمی‌روند بلکه در بازه‌های زمانی کوتاه می‌خوابند. یک اسب از چهار تا پانزده ساعت در روز می‌تواند ایستاده استراحت کند و از چند دقیقه تا چند ساعت ممکن است نشسته باشد. یک اسب در ۲۴ ساعت شبانه روز ممکن است از چند دقیقه تا چند ساعت در خواب باشد و بیشتر به صورت بازه‌های کوتاه ۱۵ دقیقه‌ای به خواب برود. به صورت میانگین یک اسب خانگی (اهلی) ۲٫۹ ساعت در روز خواب است.

اسب‌ها نیاز دارند که به صورت نشسته به خواب روند و حرکت تند چشم در خواب را داشته باشند. آن‌ها هر چند روز یک بار باید دست کم یک تا دو ساعت به صورت نشسته بخوابند و به این حالت برسند. اگر به اسب اجازهٔ نشستن و استراحت داده نشود پس از چند روز دچار کمبود خواب می‌شود و گاهی هم ممکن است ناگهانی بر زمین افتد چون بدون آنکه بخواهد در حالت ایستاده به خواب عمیق (حرکت چشم در خواب) رفته‌است و تعادلش را از دست می‌دهد. این وضعیت با اختلال حملهٔ خواب که برخی اسب‌ها به آن دچارند، متفاوت است

حواس و رفتار اسب ها

حس‌های اسب معمولاً از حس‌های انسان توانمندتر است. اسب مانند درندگان باید همواره از رویدادهای پیرامونش آگاه باشد.

شنوایی اسب خوب است و هر گوش آن می‌تواند تا ۱۸۰ درجه به دور خود بچرخد. در نتیجه اسب توان آن را دارد تا صدای همهٔ ۳۶۰ درجهٔ پیرامونش را مستقیم دریافت کند بدون آنکه نیاز باشد سرش را بگرداند. بویایی آن‌ها از انسان بسیار قوی تر است اما حس کلیدی برای آن‌ها نیست، آن‌ها بیشتر بر بینایی خود تکیه می‌کنند.

تعادل : اسب‌ها توان بالایی در نگه داشتن تعادل خود دارند. این حس ناخودآگاه اینکه در هر لحظه پاها کجا قرار دارند، در اسب بسیار بالا است. اسب حس لامسهٔ پیشرفته‌ای دارد، این حس در پیرامون چشم‌ها، گوش‌ها و بینی حساس تر هم می‌شود. توان حس لامسهٔ اسب به اندازه‌ای است که اگر یک پشه روی هر جایی از بدنش بنشیند، اسب متوجه آن می‌شود.

چشم یک اسب: اسب‌ها در میان پستانداران خشکی، بزرگترین چشم را دارند، و البته چشمانشان در دو سوی سرشان قرار دارند. با این چشم‌ها، بازهٔ دید اسب به ۳۵۰ درجه می‌رسد که نزدیک به ۶۵ درجه آن را با هر دو چشم و ۲۸۵ درجه باقی‌مانده را با یک چشم می‌بیند. اسب‌ها دید بسیار خوبی در شب و روز دارند اما تنها دو رنگ را می‌بینند. وضعیت دید آن‌ها از نظر رنگ مانند کوررنگی در انسان است که تنها چند رنگ، به ویژه قرمز و رنگ‌های مرتبط با آن به صورت سایهٔ سبز قابل دیدن است.

حس چشایی اسب‌ها هم پیشرفته است، برای همین در میان علف‌ها، می‌توانند خوراکی را که بیشتر دوست دارند برگزینند و بخورند. همچنین لب‌هایشان می‌تواند کوچکترین دانه‌ها را هم جدا کند. اسب‌ها عموماً علف‌های سمی نمی‌خورند اما گاهی دیده شده که با وجود آنکه علف‌های سالم در دسترس است اما اسب به سراغ علف‌های سمی برود.
جابجایی
راه رفتن اسب به صورت سه گام-سه گام (۱۹ تا ۲۴ کیلومتر بر ساعت)

در حالت طبیعی و پایه، همهٔ اسب‌ها برای جابجایی با چهار گام حرکت می‌کنند، در حالت قدم رو یا پایه، سرعت اسب به‌طور میانگین ۶٫۴ کیلومتر بر ساعت است. اگر به صورت دو گام-دو گام بجهد (هر بار دوپا به صورت قطری) در آن صورت سرعتش به ۱۳ تا ۱۹ کیلومتر بر ساعت می‌رسد، اگر به صورت سه گام-سه گام بجهد سرعتش به ۱۹ تا ۲۴ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و اگر به صورت چهارنعل بتازد به‌طور میانگین به ۴۰ تا ۴۸ کیلومتر بر ساعت می‌دود.[۸۳] بالاترین سرعت ثبت شده برای تاختن چهارنعل است در بازهٔ زمانی کوتاه، ۸۸ کیلومتر بر ساعت بوده‌است.علاوه بر این چهار روش راه رفتن، روش‌های دیگری هم وجود دارد که ممکن است بسته به نژاد و ساختار اندام اسب در توان حیوان نباشد.
رفتار
دو اسبچه در حال تیمار یکدیگر

اسب حیوانی است که همواره شکار شکارچیان است در حالی که توان بالایی در پاسخ جنگ-یا-گریز دارد. نخستین واکنش اسب به یک خطر، رم کردن و گریز است با این حال اگر گریز را برای جوان‌ترها ناممکن ببیند در جای خود می‌ایستد و دفاع می‌کند. البته اسب جانور کنجکاوی است یعنی با اینکه دوست دارد تا از منطقه بگریزد اما پیش از آن، لحظه‌ای درنگ می‌کند تا از عامل خطر مطمئن شود و اگر برداشتش این باشد که چندان خطرناک نیست معمولاً نمی‌گریزد. بیشتر نژادهای اسب سواری برای سرعت، چابکی، هوشیاری و استقامت پیشرفته شده‌اند. این ویژگی طبیعی نژاد آن‌ها است با این حال امروزه با اصلاح نژادی تلاش شده اسب‌هایی سربه‌زیر و فرمانبر تولید شود. اسب‌ها به صورت گله ای زندگی می‌کنند درحالی که در میانشان هر اسب از رتبهٔ ویژه‌ای برخوردار است و سلسله مراتب دارد. یک گله همیشه یک رهبر دارد و این رهبر بیشتر یک ماده اسب است. همچنین آن‌ها جانورانی اجتماعی اند که می‌توانند با جانورانی از گونهٔ خود یا از میان دیگر جانداران و حتی انسان دوستی برقرار کنند. آن‌ها راه‌های گوناگونی برای برقراری ارتباط دارند از جمله می‌توان به درآوردن صداهایی از خود، تیمار کردن، لمس یکدیگر و زبان بدن اشاره کرد. اگر یک اسب تنها بیفتد چیرگی بر آن دشوار می‌شود اما با آموزش کم‌کم یادمی‌گیرد تا یک انسان را به عنوان دوست و همنشین خود بپذیرد و به دور بودن از هم نوعان خود عادت کند. اگر یک اسب تنها بماند و به اندازهٔ کافی همنشین نداشته باشد یا تمرین و آموزش شبیه‌سازی همنشینی با انسان به جای اسب نداشته باشد دچار بی حوصلگی و ناهنجاری می‌شود و این مشکل خود را با جویدن چوب، لگد زدن به دیوار، حرکت‌های «موجی» (مرتب به عقب و جلو رفتن) و دیگر مشکلات نشان دهد.

اسب کوتوله - اسب کوتاه

هوش و فراگیری اسب

در گذشته باور این بود که اسب‌ها هیچگونه توان درک و فهم ندارند و حیوانات باهوشی نیستند و اگر کاری می‌کنند از روی رفتارهای کلی گله است. پژوهش‌های امروزی نشان داده‌است که آن‌ها می‌توانند مجموعه‌ای از کارهای مربوط به شناخت را انجام دهند یا از دید روانی دچار چالش شوند مانند جستجوی غذا یا شناسایی سامانهٔ اجتماعی. یک اسب می‌تواند تصویرهای دو بُعدی را از سه بُعدی تشخیص دهد. بررسی‌ها نشان داده که یک اسب می‌تواند مسئله حل کند، سرعت را یاد بگیرد و آموخته‌هایش را در ذهنش نگه دارد. آن‌ها از راه خوگیری، حساسیت زدایی، شرطی‌شدن واکنشی و شرطی‌شدن فعال آموزش می‌بینند. آن‌ها به ابزارهای مثبت و منفی پاسخ می‌دهند و از آن‌ها یادمی‌گیرند.همچنین یک اسب می‌تواند تا چهار بشمارد.

اسب‌های اهلی نسبت به اسب‌های وحشی با چالش‌های بزرگتری روبرو می‌شوند چون آن‌ها در دنیایی زندگی می‌کنند که مانند طبیعتشان نیست و غریزهٔ آن‌ها خاموش شده‌است. اسب‌ها زود عادت می‌کنند و شرایط تازه را می‌پذیرند، اگر این روش به صورت پیوسته بر آن‌ها اعمال شود به آن بهتر پاسخ می‌دهند. برخی آموزش دهندگان اسب بر این باورند که «هوش» اسب به هوش تربیت‌کننده اش بستگی دارد هرچه تربیت‌کننده از روش‌های مثبت تری بهره ببرد شرایط مناسب برای یک حیوان تنها را بهتر فراهم کند اسب بهتر آموزش می‌بیند. آن‌هایی که اسب را آموزش می‌دهند می‌گویند که جدا از هوش اسب، شخصیت تربیت‌کنندهٔ آن هم در اینکه آن حیوان به یک محرک چه پاسخ‌هایی می‌دهد نقش دارد.
خو و اخلاق

اسب‌ها، پستاندارند و جاندارانی خون‌گرم دانسته می‌شوند. در این تعریف خون‌گرم در برابر عبارت خونسرد یا خزندگان خونسرد قرار می‌گیرد. هنگامی که از اسب‌ها و خانوادهٔ آن‌ها سخن به میان می‌آید، این عبارت‌ها معنی تازه‌ای به خود می‌گیرند. برای اسب، عبارت‌های خونگرم یا خونسرد برای اشاره به خوی حیوان است و نه تنظیم دمایی بدن آن. همچنین عبارت «پُرحرارت یا پر خون» (Hot blooded) هم وجود دارد و برای اشاره به اسب‌هایی است که بسیار حساس و پُر انرژی‌اند. عبارت «خونسرد» برای اسب‌هایی است که ساکت‌تر و آرام‌ترند. گاهی پُرحرارت به «اسب‌های سبک» یا «اسب‌های سواری» گفته می‌شود درحالی که اسب‌های خونسرد در ردهٔ «اسب‌های کار» و «اسب بارکش» جای می‌گیرند.

اسب های خون گرم و خون سرد : اسب‌های شرقی مانند اسب عرب، اسب ترکمن آهال-تکه، اسب بَربَر (شمال آفریقا) نژادهای تازهٔ اسب ترکمن مانند تروبرد از جمله اسب‌های پُرحرارت‌اند. این اسب‌ها زود یادمی‌گیرند، شجاع و سرزنده‌اند و به دلیل چابکی و سرعتشان پرورش داده می‌شوند. اسب پُرحرارت، اندامی لاغر با پاهایی کشیده دارد.نژاد این اسب‌ها نخستین بار از خاورمیانه و شمال آفریقا به اروپا آورده شد. در آن هنگام پرورش دهندگان اروپایی بر آن بودند تا این اسب‌ها را برای مسابقه و سواره‌نظام نزد خود پرورش دهند.

اسب‌هایی چون تراکهنر و هانوفری اسب‌هایی «خون‌گرم» دانسته می‌شوند. اسب‌های خون‌گرم از جفت‌گیری اسب‌های بارکش و جنگی اروپایی با اسب‌های سبک عربی پدید آمدند. از ترکیب این دو، اسب‌هایی دونده با اندازه‌ای بزرگ‌تر و خویی آرام‌تر از اسب‌های پرحرارت پدید آمد. اسبچه‌های با ویژگی خون‌گرم برای سوارکاران با اندام کوچکتر پرورش داده می‌شوند. خون‌گرم‌ها به عنوان «اسب سبک» یا «اسب سواری» دانسته می‌شوند.

در حالت کلی اسب خون‌گرم از جفت‌گیری اسب خونسرد با اسب پرحرارت بدست می‌آید .اما امروزه عبارت خون‌گرم بیشتر برای اشاره به زیرمجموعه‌ای از اسب‌های مسابقه که برای شرکت در مسابقهٔ درساژ و پرش با اسب تمرین می‌بینند بکار می‌رود. اسب‌هایی چون Cleveland Bay و Irish Draught همگی خون‌گرمند.

اسب‌های سنگین با اندامی عضلانی را به عنوان «اسب‌های خونسرد» می‌شناسند. آن‌ها را به دلیل توان ماهیچه‌ای و خوی آرام و صبورشان پرورش می‌دهند. مردم با کمک آن‌ها بارهای سنگین را جابجا می‌کردند. گاهی به این اسب‌های «غول‌های نجیب» هم گفته می‌شود. از جمله اسب‌های باری می‌توان به نژاد بلژیکی و کلایدزدیل اشاره کرد.برخی از این اسب‌ها مانند پرچرون سبک‌تر و چابک ترند و درکشیدن بار یا شخم زدن زمین در اقلیم خشک به کار می‌آیند.دیگران مانند شایر آرام‌تر و نیرومندترند و برای شخم زدن خاک‌های رسی کاربرد دارند.برخی اسبچهها هم در دستهٔ خونسردها جای می‌گیرند.

چگونه بهترین اسب را انتخاب کنیم ؟

اسب‌هایی‌ که‌ اشکال‌ اندام‌ و یا اخلاقی‌ متفاوت دارند:

درچندین سال‌ گذشته‌ تولید اسب‌ پیشرفت‌ شایانی‌ کرده‌ است‌. اسب‌های‌ ورزشی‌ امروزه‌ از کمیت‌ قابل‌ توجهی‌ برخوردارند. علیرغم‌ این‌ نکات‌ باید بدانیم‌ که‌ هیچ‌ اسبی‌ کامل‌ نیست‌. همه‌ آرزوی‌ داشتن‌ اسبی‌ کامل‌ داریم‌، ولی‌ پیدا کردن‌ آن‌ چندان‌ هم‌ ساده‌ نیست‌. هنر تربیت‌ اسب‌ پی‌ بردن‌ به‌ توانایی‌های‌ بالقوه‌ اسب‌ و پرورش‌ آن‌ تا حد ممکن‌ است‌ .باید بدانیم‌ که‌ چگونه‌ و تا چه‌ اندازه‌ای‌ می‌توانیم‌ به‌ نقائص‌ اخلاقی‌ و اندامی‌ اسب‌ پی‌ ببریم‌. این‌ آگاهی‌ نیاز به‌ تجربه‌ای‌ گران‌ و کار کردن‌ سال‌های‌ متمادی‌ با اسب‌های‌ مختلف‌ دارد.

باید بدانیم‌ که‌ تربیت‌ هر اسب‌ با اسب‌ دیگر متفاوت‌ و دارای‌ راز و رمز خاصی‌ است‌. ولی‌ چهارچوب‌ کلی‌ آن‌ همین‌ اصول‌ اولیه‌ تربیت‌ اسب‌ است‌ که‌ درباره‌اش‌ بحث‌ کردیم‌. به‌ هرحال‌ روش‌هایی‌ وجود دارند که‌ درباره‌ نحوه‌ کار با اسب‌هایی‌ که‌ خوش‌ اخلاِق نیستند و نقصی‌ در اندامشان‌ وجود دارد، بحث‌ می‌کنند. معنی‌ این‌ بحث‌ این‌ نیست‌ که‌ مبانی‌ اصول‌ اولیه‌ نادیده‌ گرفته‌ می‌شوند بلکه‌ علیرغم‌ مشکلات‌، فقط‌ ممکن‌ است‌ این‌ اصول‌ جابه‌جا شوند.

اسب‌ تنبل‌:

اسب‌ تنبل‌ سوار را به‌ جنون‌ می‌کشد. در ابتدا می‌بایست‌ پی‌برد که‌ اسب‌ ذاتاً تنبل‌ است‌ یا این‌ که‌ دلائلی‌ باعث‌ این‌ تنبلی‌ است‌. به‌ عنوان‌ مثال‌، ممکن‌ است‌ اسب‌ به‌ آمادگی‌ مطلوب‌ نرسیده‌ باشد. مثلاً چاقِ یا لاغر باشد، بیمار بوده‌ و یا اثرهای‌ سوار را نمی‌فهمد. بهتر است‌ اسب‌ تنبل‌ را همراه‌ با اسبی‌ چالاک‌ به‌ صحرا ببریم‌. اگر او همچنان‌ میل‌ به‌ حرکت‌ نداشت‌، سوار اثرها را قوی‌تر کند. و در موقع‌ مناسب‌ او ضربات‌ مقطع‌ و شدید شلاِق را به‌ کار خواهد گرفت‌ و اگر اسب‌ به‌ جلو پرید باید او را نوازش‌ کرد. این‌ تمرین‌ باید تا آن‌ جا که‌ تکرار شود تا اسب‌ منظور سوار را دریافته‌ به‌ سادگی‌ به‌ اثرها جواب‌ دهد. مهم‌ این‌ است‌ که‌ سوار اسب‌ را به‌ حرکت‌ به‌ جلو وادار کند. او می‌بایست‌ این‌ فشارها را به‌ مرور کاهش‌ دهد تا اسب‌ را نسبت‌ به‌ آنها بی‌تفاوت‌ نشود.

اسب‌ کله‌ شق‌:

این‌ گونه‌ اسبی‌ قادر به‌ تحرک‌ و اعمال‌ قدرت‌ است‌ و مایل‌ نیست‌ آنها را در خدمت‌ سوار کار بی‌تفاوت‌ بگذارد. و نکته‌ این‌ جاست‌ که‌ اسب‌ پی‌ ببرد سوار آنقدرها خبره‌ و مصمم‌ نیست‌. اسب‌ به‌ سرعت‌ به‌ این‌ موضوع‌ پی‌ برده‌ و سردست‌ می‌زند و مشکل‌ بتوان‌ این‌ حرکت‌ را از سرش‌ انداخت‌. برای‌ حل‌ این‌ مشکل‌ سواری‌ مورد نیاز است‌ که‌ به‌ زین‌ چسبیده‌ و بدون‌ این‌ که‌ اسب‌ اجازه‌ نافرمانی‌ بدهد او را به‌ جلو هدایت‌ کند. به‌ محض‌ اطاعت‌ اسب‌ سوار باید او را نوازش‌ کرده‌ و اطمینان‌ اسب‌ را جلب‌ کند. به‌ محض‌ این‌ که‌ سوار احساس‌ کند اسب‌ می‌خواهد رم‌ کند و یا سردست‌ بزند، باید یکی‌ از دستجلوها را کشیده‌ و مانع‌ حرکت‌ او شود و دقت‌ کند که‌ حرکت‌ طولانی‌ نباشد، چه‌ ممکن‌ است‌ اسب‌ روی‌ سوارکار بغلتد.

معرفی نژاد اسب اصیل ایرانی ( اسب عرب ایران اسب نسایی )

اسب اصیل ایرانی ( اسب عرب ایران اسب نسایی )

اسب‌ عصبی:

‌این‌ گونه‌ اسب‌ها در روبرو شدن‌ با موقعیت‌های‌ غیرمعمول‌ از قبیل‌ صدای‌ غریب‌، و حرکت‌های‌ سریع‌ و یا پرچم‌ رم‌ می‌کنند: این‌ گونه‌ اسب‌ها در اثر کار دقیق‌ و نگهداری‌ صحیح‌ و حوصله‌ آرام‌ می‌شوند. اگر اسب‌ در حرکت‌ عصبی‌ است‌ و یا از اشیاء روی‌ زمین‌ رم‌ می‌کند، کار بسیار مشکل‌ خواهد شد. تجربه‌ من‌ نشان‌ داده‌ که‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها هرگز کاملاً آرامش‌ پیدا نمی‌کنند. مربی‌ فقط‌ باید محدودیت‌ها را در نظر بگیرد و برعکس‌ حساسیت‌های‌ زیادی‌ و یا عصبیت‌های‌ خاصی‌ می‌تواند مورد استفاده‌ قرار بگیرد. خود من‌ ترجیح‌ می‌دهم‌ با اسبی‌ سرحال‌، اگر چه‌ کمی‌ عصبی‌ و نگران‌ کار کنم‌ تا اسبی‌ تنبل‌. اسب‌ عصبی‌ برای‌ سوارکاری‌ با حوصله‌ بدون‌ حرکت‌ اضافه‌ و آرام‌ روی‌ اسب‌، هدیه‌ای‌ آسمانی‌ است‌. چنین‌ اسبی‌ کمترین‌ اثرها را نیاز دارد و سوار هم‌ که‌ آرامش‌ خود را روز او حفظ‌ می‌کند و زمانی‌ می‌رسد که‌ اسب‌ اثر ساِق را پذیرفته‌ و به‌ جلو رانده‌ می‌شود. در این‌ بازی‌ برنده‌ سوارکار با حوصله‌ است‌ ولی‌ سوار کار بی‌حوصله‌ هیچ‌گاه‌ نباید اسب‌ عصبی‌ سوار شود.

بد اخلاقی:

اسب‌ با خصوصیات‌ اخلاقی‌ و اندام‌ خاصی‌ خود به‌ دنیا می‌آید. با استفاده‌ از اصول‌ صحیح‌ آموزش‌ و محیط‌ سالم‌ می‌تواند اسب‌ را برای‌ سواری‌ دادن‌ به‌ کار کشید. از طرف‌ دیگر چنانچه‌ روش‌ آموزش‌ و نگهداری‌ غلط‌ در پیش‌ گرفته‌ شود، نتیجه‌ عکس‌ آنچه‌ گفته‌ شد خواهد بود. اصلاح‌ مشکلات‌ طبیعی‌ اسب‌ مشکل‌ است‌. تجربه‌ ثابت‌ کرده‌ است‌ که‌ علیرغم‌ صرف‌ وقت‌ و تلاش‌ مضاعف‌ چنانچه‌ موفقیتی‌ مناسب‌ به‌وجود آید مشکل‌ نهفته‌ خودنمایی‌ خواهد کرد.

نامتناسب‌ بودن‌ اندام:

‌ امروزه‌ اسب‌هایی‌ که‌ دارای‌ مشکلاتی‌ در اندام‌ هستند به‌ ندرت‌ برای‌ فروش‌ به‌ عنوان‌ اسب‌ ورزشی‌ ارائه‌ می‌شوند. اگر این‌ عدم‌ تناسب‌ فقط‌ مربوط‌ به‌ ضعف‌ دست‌ و پاها و مفاصل‌ باشد، با مراقبت‌ و پیگیری‌ و حفاظت‌ می‌توان‌ این‌ نقاط‌ ضعیف‌ آنها را همراه‌ با پرورش‌ سایر اندام‌ها پروراند. البته‌ گفتن‌ این‌ مطلب‌ بسیار ساده‌ و عمل‌ آن‌ بسیار مشکل‌ است‌.

زیباترین اسب جهان

اسب نژاد آخال تک

اسبی که عقبش‌ بلندترازجلوست‌:

از آن‌ جا که‌ اسب‌های‌ جوان‌ هنوز به‌ کاملترین‌ مرحله‌ رشد نرسیده‌اند، معمولاً عقبشان‌ بلندتر از جلویشان‌ است‌ و در نتیجه‌ وزن‌ روی‌ دستهایشان‌ می‌افتد. اگر پس‌ از رشد کامل‌ این‌ نقیصه‌ برطرف‌ نشود این‌ چنین‌ اسبی‌ برای‌ درساژ مناسب‌ نیست‌. برای‌ پرش‌ نمی‌توان‌ آن‌ را نقص‌ به‌ حساب‌ آورد، چرا که‌ اسب‌های‌ «هالاوآلا» برنده‌ مدال‌های‌ المپیک‌ شده‌اند.

در تمرین‌ها نباید از این‌ اسبها خواسته‌ شود که‌ در زمان‌ طولانی‌ با سر پایین‌ و کشیده‌ حرکت‌ کننده‌، حتی‌ در زمان‌ استراحت‌ هم‌ باید برای‌ حفظ‌ تعادل‌ سرو گردن‌ را کمی‌ بالاتر بگیرند.

کمر کوتاه‌:

بدیهی‌ است‌ که‌ پای‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها به‌ راحتی‌ به‌ زیرآمده‌ و تجمع‌ آنها ساده‌تر است‌. از طرف‌ دیگر آنها همواره‌ با مشکل‌ کمر مواجه‌اند. کمر کوتاه‌ نیازمند گردن‌ بلند است‌ تا به‌ نرمش‌ آن‌ کمک‌ کند. اگر طول‌ گردن‌ اسب‌ بلند نباشد در عمل‌ مشکل‌ بتوان‌ پاهای‌ اسب‌ را به‌ زیر کشید. این‌ گونه‌ اسب‌ها خوش‌ سواری‌ نیستند. اسب‌های‌ کمر کوتاه‌ فقط‌ زمانی‌ به‌ حداکثر توان‌ ورزشی‌ می‌رسند که‌ سوار توجه‌ خاصی‌ به‌ تمرین‌های‌ به‌ جلو و پایین‌ کشنده‌ مبذول‌ کرده‌ و دست‌های‌ بسیار نرمی‌ داشته‌ باشد.

نامتناسب‌ بودن‌ گردن:

امروزه‌ این‌ اسب‌ها کمتر برای‌ فروش‌ ارائه‌ می‌شوند. اگر علاوه‌ برنامتناسب‌ بودن‌ گردن‌ فک‌ پایین‌ هم‌ سنگین‌ و بزرگ‌ باشد، احتمال‌ درست‌ کردن‌ چنین‌ اسبی‌ خیلی‌ ضعیف‌ است‌. بزرگی‌ و سنگینی‌ فک‌ پایین‌ به‌ اسب‌ اجازه‌ نمی‌دهد به‌ آبخوری‌ شود. چرا که‌ استخوان‌ بزرگ‌ فک‌ پایین‌ روی‌ گردن‌ فشار آورده‌ و اجازه‌ فعالیت‌ را از آن‌ می‌گیرد. من‌ پیشنهاد می‌کنم‌ با چنین‌ اسبی‌ کار نشود.

بعضی‌ از اشکالات‌ گردن‌ مثل‌ شکستگی‌ از مهره‌ سوم‌ ناشی‌ از دست‌های‌ خشن‌ سوارکار است‌، به‌ هنگام‌ تربیت‌ اسب‌ جوان‌ یا اسبی‌ که‌ در اثر بدسواری‌ خراب‌ شده‌ است‌، باید پیرو همان‌ اصولی‌ بود که‌ اسب‌ از عقب‌ به‌ جلو درست‌ می‌شود، نه‌ این‌ که‌ روی‌ سر و گردن‌ او فشار آورده‌ و آنها را از کار بیاندازیم‌.

اسب‌هایی‌ که‌ دارای‌ گردن‌ قوی‌ مانندی‌ هستند معمولاً برقرار تماس‌ با دهان‌ آنها مشکل‌ است‌. برای‌ تربیت‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها باید تلاشی‌ مضاعف‌ داشت‌ و برنامه‌ آموزشی‌ طولانی‌ مدت‌ و سخت‌ از جهت‌ سوارکار – برای‌ آنها در نظر گرفت‌. و اگر قصد داشته‌ باشیم‌ آنها را زود به‌ بهره‌برداری‌ برسانیم‌ موجب‌ شکستن‌ گردن‌ از مهره‌ سوم‌ می‌شویم‌. وقتی‌ که‌ اسب‌ سرو گردن‌ خود را جلو و پایین‌ کشیده‌ به‌ دنبال‌ آبخوری‌ می‌رود می‌توان‌ آموزش‌ او را ادامه‌ داد. اگر از اسبی‌ با این‌ خصوصیات‌ خیلی‌ زود بخواهیم‌ سرو گردن‌ را افراشته‌ کند، عضلات‌ ناحیه‌ جدوگاه‌ او لق‌تر شده‌ و دیگر اصلاح‌ نمی‌شود.

این‌ نوع‌ گردن‌ انعطاف‌پذیر است‌ می‌تواند آن‌ را جمع‌ کرد و یا به‌ طرفین‌ انحناء داد که‌ باعث‌ جابجائی‌ گردن‌ شده‌ و شانه‌ خارج‌ را به‌ طرف‌ خارج‌ متمایل‌ می‌کند. راندن‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها به‌ جلو بسیار مهم‌ است‌. اگر اسب‌ آبخوری‌ را قبول‌ نمی‌کند، آبخوری‌ کلفت‌تری‌ استفاده‌ کنید. در حرکت‌ روی‌ قوس‌ها اثرهای‌ دست‌ و وزن‌ و پای‌ خارج‌ قوی‌تر باشند. برای‌ ریشه‌کنی‌ این‌ نقیصه‌ باید عضلات‌ زیرین‌ گردن‌ را قوی‌ کرد و با راندن‌ اسب‌ به‌ جلو و واداشتن‌ او برای‌ کشیدن‌ سرو و گردن‌ به‌ جلو و پایین‌ این‌ امر میسر است‌.

گردن‌ گوزنی‌:

عضلات‌ زیرین‌ این‌ گونه‌ گردن‌ بسیار بزرگ‌ هستند. برای‌ اسبی‌ این‌ چنین‌ کشیدن‌ گردن‌ بسیار مشکل‌ است‌. باید عضلات‌ زیرین‌ گردن‌ را آب‌ کرده‌ و عضلات‌ بالائی‌ را پرورش‌ دهیم‌ و می‌توان‌ اسب‌ را با بغل‌ بندهایی‌ که‌ پایین‌تر بسته‌ شده‌اند و یا تعلیمی‌ ثابت‌ که‌ سر او را پایین‌ نگه‌ می‌دارد سوار شد. این‌ گونه‌ اسب‌ها کمر منقبض‌ دارند. کار روی‌ کاوالتی‌ و پرشهای‌ ژیمناستیکی‌ برای‌ نرم‌ کردن‌ کمر آنها بسیار مفیداند.

شکل‌ غلط‌ کمر:

اسب‌هایی‌ که‌ طول‌ کمر آن‌ها – کوتاه‌ یا بلند – غلط‌ است‌ همواره‌ از آن‌ دسته‌ای‌ نیستند که‌ برای‌ کار مشکل‌ داشته‌ باشند. اسب‌هایی‌ که‌ کمر آنها بلند است‌ معمولاً خوش‌ سواری‌ هستند. اگر عضلات‌ کمر آنها بین‌ جدوگاه‌ و تهی‌گاه‌ به‌ خوبی‌ پرورانده‌ شده‌ باشند، مشکلی‌ برای‌ کار نخواهند داشت‌ و برعکس‌ کمربلند و نرم‌ مزیتی‌ است‌ برای‌ تربیت‌ او. به‌ هرحال‌ اگر کمر آنقدر بلند باشد که‌ پاها نتوانند خود را به‌ مرکز ثقل‌ برسانند، طول‌ گام‌ها کوتاه‌ شده‌ و این‌ گونه‌ اسبها برای‌ درساژ مناسب‌ نیستند، ولی‌ برای‌ پرش‌ و سه‌ روزه‌ مناسب‌ترند، چرا که‌ در صورت‌ ارتکاب‌ اشتباهی‌، از کمر خود به‌ عنوان‌ ستونی‌ متعال‌ کننده‌ کمک‌ می‌گیرند. باید به‌ هنگام‌ شروع‌ آموزش‌ چنین‌ اسبی‌ در نظر داشت‌ که‌، کمربلند را نمی‌توان‌ با آموزش‌ کوتاه‌ کرد، فقط‌ می‌توان‌ با نیم‌ توقف‌ و حرکت‌های‌ انتقالی‌ متوالی‌ در تمرین‌ها شلنگ‌های‌ او را کشیده‌تر کرد.

کپل‌های‌ افتاد‌ یا بُز کپل:

زاویه‌ مفاصل‌ خرگوشی‌ این‌ گونه‌ اسب‌ها حاده‌ است‌ و نمی‌توان‌ آنها را آنقدر پرورش‌ داد که‌ قوی‌ شده‌ و نهایت‌ فعالیت‌ را داشته‌ باشند. آنها مناسب‌ پرش‌ نیستند و برای‌ درساژ هم‌ باید با احتیاط‌ به‌ طرف‌ آنها رفت‌. این‌ چنین‌ اسب‌هایی‌، پاهای‌ خود را به‌ راحتی‌ به‌ زیر می‌کشند ولی‌ فشار مضاعفی‌ روی‌ کمر خود وارد می‌کنند که‌ مشکل‌ زاست‌. آنها را همواره‌ باید با قدرت‌ و حداقل‌ تجمع‌ به‌ جلو حرکت‌ داد.

نقص‌ در پاها:

آموزش‌ این‌ اسب‌ها محتاطانه‌ است‌. سوار کار باید چگونگی‌ کار با این‌ اسب‌ها را دقیقاً برنامه‌ریزی‌ کرده‌ باشد. هر دو نقیصه‌ به‌ یکسان‌ فشار بیش‌ از اندازه‌ برروی‌ مفاصل‌ خرگوشی‌ وارد می‌کنند.

هر دو گونه‌ باید تمرین‌های‌ تجمعی‌ محدود داشته‌ باشند. تجربه‌ به‌ من‌ نشان‌ داده‌ که‌ با اسب‌ مفصل‌ گاوی‌ می‌توان‌ بیشتر کار کرد، چرا که‌ فرسایش‌ این‌ نوع‌ مفاصل‌ کمتر از بقیه‌ انواع‌ مفاصل‌ خرگوشی‌ هستند.

با تمرین‌های‌ روی‌ دو محور و شانه‌ به‌ داخل‌ می‌توان‌ تعادل‌ برقرار کرد، اما مشکل‌ بتوان‌ به‌ درجاتی‌ از موفقیت‌ اطمینان‌ داشت‌. در جائی‌ که‌ می‌توان‌ با اسب‌ سالم‌ کار کرد، بهتر است‌ از کار کردن‌ یا خریدن‌ اسب‌هایی‌ که‌ مشکل‌ اندامی‌ و اخلاقی‌ دارند بپرهیزیم‌.

اصول تغذیه و خوراک  اسب

اسبی که تشنه و یا گرسنه است و یا بد تغذیه می شود هیچگاه به درستی سواری نمی دهد . غذا باید دارای دو خاصیت عمده باشد ، حرارت بدن اسب را ثابت نگهدارد و انرژی لازم را برای زنده ماندن در درجه اول و سپس کارهای اضافه خواسته شده او را تامین نماید.

غذا باید متناسب با کار و سن و وزن اسب بوده و تامین کننده نیازهای رشد و انرژی او باشد. ( برای اسبی با متوسط ۱۰ سال سن و ۱۶۰ سانتی متر قد و ۴۰۰ کیلو وزن که در روز بین دو تا چهار ساعت کار می کند ۴ کیلو خوراک و ۴ کیلو جو کافی است . آب تمیز و بهداشتی همواره باید در دسترس اسب باشد . مگر به هنگام خستگی زیاد و یا عرق دار بودن بدن .

آب ۶۰% وزن بدن را تشکیل می دهد و عامل جذب غذاست ، ۷۸ تا ۸۲ درصد از خون را تشکیل می دهد . حرارت بدن را تنظیم و به دفع مواد زاید کمک می کند معده اسب نسبت به جثه او کوچک بوده و به تعدد دفعات غذا به مقدار کم به او فرصت هضم آسان و راحت تر را می دهد .

غذا باید حاوی مواد ازته ، چربی ، مواد هیدرو کربنه ، مواد معدنی و ویتامین ها باشد . که انواع صیفی ( یونجه ، شبدر ، ذرت ) غلات (جو ، چاودار) و میوه ها تامین کننده نیازهای حیاتی اسب می باشند .

پرخوری و یا کم خوری هر دو زیان آور هستند .

نکاتی در مورد تغذیه اسبهائی که در مرتع و یا پادوک هستند :

اسبهائی که در طول فصول سرد در مرتع به سر می برند باید تغذیه اضافی داشته باشند . گله عادت دارد در اطراف دروازه ها و هر جائی که خوراک باشد تجمع کند که این خود موردی است برای جنگ و دعوا .

برای به حداقل رساندن این موارد باید به نکات ایمنی زیر توجه داشت :

  • – به تعداد اسبها باید ظروف خوراک تعبیه شود که بهتر است یک ظرف هم اضافه باشد تا از سرشاخ شدن آنها با یکدیگر جلوگیری کند .
  • – ظروف خوراک هرچه بیشتر از هم فاصله داشته باشند .
  • – بسته های علوفه هم تا حد ممکن از یک دیگر دور باشند .
  • – تعداد بسته های علوفه بیشتر از تعداد اسبها باشد .
  • – تغذیه یکی دو اسب در داخل گله ایمن تر است تا آنها را جدا کرده و در محل دیگری تغذیه کنیم .
  • – هرگز با ظرفی مملو از خوراک میان گله اسبها نروید .
  • – علوفه های سمی متنوعی وجود دارند که خوردنش برای اسب کشنده است و می بایست هرگونه گیاه سمی در اسرع وقت از مرتع و اطراف حصارها تا آنجا که ممکن است جمع آوری و نابود شود
  • – اگر مدیریت نگهداری و مراقبت مزرعه ، پادوک و یا مرتع قابل قبول باشد ، محیطی امن آرام و ساکت برای آرامش و چرای اسبها آماده کرده اید .

استانداردهای محل نگهداری اسب : ( پرورش اسب )

اصطبل اسب : از آنجائی که اسب بیشتر اوقات شبانه روز را در اصطبل بسر می برد محل نگهداری او باید دارای شرایط زیر باشد :

  • – آفتابگیر باشد ، تا هم خود اسب و هم محیط اطراف او در معرض تابش نور خورشید بوده و در معرض امراض ناشی از عدم تابش نور قرار نگیرد. اسب بطور مداوم خود را تخلیه میکند و محیطی مناسب برای رشد و نمو میکروبها بوجود می آورد و میکروب امراضی از قبیل کزاز در محیط آلوده اصطبلی بدون نور آفتاب ، براحتی زندگی می کنند.
  • – دارای فضای کافی بوده تا اسب براحتی در آن گردش کرده و بخوابد و بلند شود . اسبها در صورت احساس امنیت و داشتن فضای کافی براحتی می خوابند .
  • – حرارت ثابتی داشته باشد .
  • – دیوارهای آن از مصالحی ساخته شده باشد که در اثر سایش اندامهای اسب با آنها ،او را زخمی نکند .
  • – آخورها و کف آن قابل شستشو باشد و هر چند روز یکبار بخصوص آخورها ، تمیز شوند . بستر نرم و پوشیده از کلش یا خاک اره باشد تا براحتی قابل حمل و نقل بوده و هرچند روز یکبار تعویض شوند .
  • – درب و یا دربها به اندازه کافی فضا برای ورود و خروج اسب داشته باشند .
  • – حصارهای بین اتاقکها طوری تعبیه شوند که اسبها براحتی یکدیگر را دیده و از مصاحبت با یکدیگر لذت ببرند .

اسب در مزرعه ، پادوک یا مرتع : اسبها باید مدتی آزادانه در مرتع ، مزرعه ، پادوکها رها باشند . گذشته از علف که غذای طبیعی اسب است ، وقت گذرانی در محوطه باز به او آرامش می دهد . بعضی از اسبها به طور دائم آزاد هستند و برخی به تناوب ، هفته ای یا ماهی را آزادانه سر می کنند . اسبهای درون اصطبلی که تمام مدت هم زیر فشار کار هستند معمولا تعطیلات خود را در محوطه آزاد می گذرانند . مهم نیست اسب چه مدت آزاد باشد ، مهم این است که اطمینان داشته باشیم حصار محوطه ای که در آن رها شده ایمن است.

آنچه را که باید درفضای آزاد مد نظر داشت ، قبل از آنکه اسب را رها کنیم نکاتی زیر است :

حصار اسب

دو نکته اساسی دررابطه با حصار وجود دارد ، اول اینکه به اسب آسیب نرساند ، دوم امکان فرار نداشته باشد . حصاری که به درستی تعبیه نشده است ، اسب را به مخاطره انداخته ، به او آسیب هم می زند . هر حصار نا امنی ممکن است باعث شود تا اسب با پریدن از روی آن ، شکستن آن یا فشار و پائین کشیدن آن ، فرار کند .

حصارهائی که پایه های عمودی و اتصال های افقی چوبی دارند .

این نوع حصارها گرانترین و بهترین نوع حصار محسوب می شوند . در این نوع حصارها دو یا سه نرده روی دو پایه نصب می شوند . این نوع حصارها پس از نصب باید به درستی نگهداری شده و هر پایه یا نرده شکسته بلافاسله ترمیم و یا جایگزین شود . چوب های این نوع حصار باید ایزوله شوند تا در مقابل هوا و جویدن اسب مقاومت کنند.

پایه های چوبی و سیم:

هزینه این نوع حصارها کمتر است. ممکن است ردیف بالا را نرده چوبی استفاده کرد و یا سه یا چهار ردیف سیم از روی هر پایه عبور داد . سیم ها باید به خوبی کشیده شده و روی هر یک از پایه ها محکم شوند . ارتفاع سیم ردیف زیرین از زمین در حدود ۴۵ سانتیمتر است تا اسب نتواند دست و پای خود را از زیر رد کرده و گیر بیفتد. اگر ارتفاع سیم زیرین بیش از حد باشد ، ممکن است اسب سر خود را هم از زیر آن رد کند .

حصار های الکتریکی:

این نوع حصارها بیشتر برای تفکیک استفاده می شود و زمانی کاربرد دارد که اسب از وجود آن آگاه بوده و به عملکرد آن پی ببرد .

در این نوع حصارها احتمال خطر برای انسان و بخصوص اطفال وجود دارد . بهترین روش نمایان کردن چشم انداز آنست که در فواصلی علامتی از پارچه یا پلاستیک به آن وصل می کنند .

درختچه

این نوع حصار باید به اندازه کافی انبوه باشد تا امکان فرار را از اسب بگیرد و در عین حال باید در تعبیه درختچه هائی استفاده کرد که سمی نبوده و تیغ و خار آنها اسب را به خطر نیاندازد . از این نوع حصارها بعنوان سرپناه هم می توان استفاده کرد .

دیوار

عرض و ارتفاع این دیوارها باید طوری باشد که هم جلوی پریدن اسب از روی آنها را گرفته و هم در اثر لگد زدن نریزد .

حصارهای نامناسب عبارتند از :

حصارهای توری

این نوع حصارها اسب را ترغیب می کنند که دست یا پای خود را داخل آن فرو کرده و گیر بیفتد.

ویا حصارهائی که پایه های نرده مانند نوک تیز دارند و نرده های آن هم سیمی است ، سرهای نوک تیز پایه های این نوع حصارها اسب را زخمی میکنند.

سیم خاردار

از این نوع حصارها در اغلب مراتع استفاده می شود . اگر اسب خود را برای خاراندن به خارهای این سیم بمالد زخمی می شود . اگر از این نوع حصار استفاده کردید باید از استحکام سیم ها بطور دائم اطمینان داشته باشید. سیم ها باید محکم و کاملا کشیده شده باشند . اگر سیم از جای خود رها و آزاد شود ، به دو ردست و پای اسب پیچیده و آن را به شدت زخمی می کند. اطراف خارجی حصار هم باید بطور دائم مراقبت شود تا علوفه در دسترس اسب به هنگام کشیدن سرش به بیرون برای چریدن آنها سمی نبوده و آسیب رسان هم نیستند. هر نوع نارسائی در حصار باید به فوریت برطرف شود .

دروازه

دروازه باید به اندازه کافی عریض باشد تا اسب ها و خودروها یه راحتی از آن عبور کنند و همواره در شرایط مناسب باشد تا در استفاده از آن به زحمت نیفتیم . دروازه باید طوری تعبیه شود که انسانها به عبور از روی آن تشویق نشوند . اینگونه دروازها گاهی از لولا و یا از جا در رفته غیر قابل استفاده می شوند . چفت ها باید بالا و پائین تعبیه شود تا در لنگر نیاندازد.

موقعیت قرار گرفتن درب ورودی برای دسترسی بسیار اهمیت دارد . درب ورودی که رو به جاده ای پر رفت و آمد تعبیه شده چندان قابل توجه نیست . برای عبور و مرور اسبها ایجاد خطر کرده و دزدی اسب را هم ساده تر می کند .

دسترسی به درب ورودی باید راحت ، ساده و دارای امنیت کافی باشد .

معرفی نژاد های برتر اسب :

امروزه بیش از ۳۰۰ نژاد گوناگون اسب در جهان وجود دارند.

نژادهای مختلف
نوشتار اصلی: نژادهای اسب

نژادهای گوناگون اسب به دلیل نیاز به دارا بودن ویژگی‌های مشخص در اندامشان، که برای انسان‌ها سودمند بودند، پدید آمدند.[۱۲۴] از این رو، نژادی خالص‌شده اما قوی‌هیکل همچون اندلوس برای مصارف باربری و سواری – و البته با تمایل به انجام درساژ – شکل گرفت.[۱۲۴] اسب‌های سنگین‌وزن به دلیل نیاز به انجام کارهای سنگین در کشتزارها و کشیدن گاریهای سنگین پرورش یافتند.[۱۲۵] دیگر نژادها نیز برای کارهای سبک کشاورزی، سوارکاری و ورزش، یا صرفاً زیبایی و به عنوان جانور خانگی پرورش یافتند.[۱۲۶] بعضی نژادها حاصل ترکیب نژادهای گوناگون در طی صدها سال هستند ولی نیاکان بعضی دیگر یک نر مولد مشخص یا تعداد محدودی مولد آغازین بوده‌اند. در غرب، این روند انتقال ویژگی‌ها از یک والد به نسل پس از خود در دفترچه‌هایی ویژه به ثبت می‌رسید. از قدیمی‌ترین این دفترچه‌ها می‌توان به دفترچه عمومی پرورشگاه اشاره کرد که دفتری شجره‌نامه‌وار از اسب‌های گوناگون بود که در سال ۱۷۹۱ آغاز به ثبت کرد.[۱۲۷]

امروزه بیش از ۳۰۰ نژاد گوناگون اسب در جهان وجود دارند که می توان به اسب های زیر اشاره کرد :

 اسب اصیل ایرانی ( اسب عرب ایران اسب نسایی )

 اسب ترکمن

کوارتر (quarter)

آپالوسا (appaloosa)

فالابلا (falabella)

شایر (shire)

هانوورین(Hanoverian)

فریزین (Friesian)

اصیل اسپانیایی (آندالوزین andalusian)

نژاد آخال تِکِ

اسب کاسپین (خزری)

بارب (Barb)


نژاد های مطرح اسب  ایران

ردیفنام اسبمامن اصلی اسبجمعیت نژادیقد
۱اسب عربخوزستان۵۰۰۰ـ۲۵۰۰۱۴۸
۲اسب ترکمنترکمن صحرا۲۰۰۰۱۵۵
۳اسب کردیکردستان۱۰۰۰ـ۵۰۰۱۴۵
۴اسب‌ خزرسواحل خزر۴۰۰۱۲۰
۵اسب طالشیهشتپر۴۰۰۰۰۱۴۰
۶اسب قره باغپارس‌آباد مغان۱۰۰۱۴۲
۷سیستانیسیستان۵۰۱۴۰

۸                دره شوری                              فارس

پرورش اسب، صنعتی پولساز

صنعت اسب در دنیا همیشه یکی از صنایع پول ساز با گردش مالی بالا بوده است چون از یک سو افراد بسیاری به نگهداری و پرورش اسب علاقه‌مند بوده‌اند و در آن سرمایه‌گذاری کرده‌اند و کم‌ کم آن را به شکل اقتصادی در آورده‌اند و برای آن با تبلیغات و رسانه‌های جمعی بازار‌ ایجاد کرده‌اند که ‌این بازار به سرعت به سمت حرفه‌ای شدن پیش می‌رود . از سوی دیگر دولت‌ها همیشه در حال گسترش فعالیت‌های مرتبط با اسب بوده‌اند از دو منظر، یکی سرگرمی‌ و دیگری اشتغالزایی.

جنبه سرگرمی‌ گاه استفاده‌های سیاسی نیز در بر داشته است بدین صورت که با‌ ایجاد مسابقات و کمک به تولید و ‌ایجاد رقابت بین تولید‌کنندگان از اسب به‌ عنوان یک ابزار ساده و کم هزینه برای سرگرم کردن مردم استفاده کرده است و از دیدگاه دیگر بخش اشتغالزایی‌، صنعت اسب یکی از صنایع بسیار اشتغالزا است از تولید تا نگهداری و آموزش اسب برای مسابقات و خدمات وابسته و تولید لوازم سوارکاری که هنوز به صورت دستی تولید می‌شوند و فروش بالایی هم دارند. البته ‌این بدان معنی نیست که نباید با تکنولوژی در تولید پیش رفت.